الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

173

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

« شما را چه مىشود ؟ چگونه حكم مىكنيد » ؟ ! هيچ مىفهميد چه مىگوئيد ؟ ( * ( ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) * ) . « آيا وقت آن نرسيده است كه از اين لاطائلات و خرافات زشت و رسوا دست برداريد ؟ » آيا متذكر نمىشويد « ؟ ( * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ) . اين سخنان به قدرى باطل و بىپايه است كه اگر آدمى يك ذره عقل و درايت داشته باشد و انديشه كند باطل بودن آن را درك مىنمايد . بعد از ابطال ادعاى خرافى آنها با يك دليل حسى و يك دليل عقلى ، به سومين دليل مىپردازد كه دليل نقلى است ، مىگويد : اگر چنين چيزى كه شما مىگوئيد صحت داشت بايد اثرى از آن در كتب پيشين باشد ، آيا شما دليل روشنى در اين زمينه داريد « ؟ ! ( * ( أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ ) * ) . اگر داريد « كتاب خود را بياوريد اگر راست مىگوئيد » ! ( فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) . در كدام كتاب ؟ در كدام نوشته ؟ و در كدام وحى آسمانى چنين چيزى آمده ، و بر كدام پيامبر نازل شده است ؟ ! اين سخن نظير گفتگوى ديگرى است كه قرآن با بتپرستان دارد . پس از آنكه مىگويد : آنها فرشتگان را كه بندگان خدا هستند دختران قرار داده‌اند ، و ادعا مىكنند كه اگر خدا نمىخواست ما اينها را پرستش نمىكرديم مىگويد : أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِه فَهُمْ بِه مُسْتَمْسِكُونَ : « آيا ما كتابى پيش از آن براى آنها فرستاده‌ايم و در اين ادعاى خود به آن تمسك مىجويند » ؟ ( زخرف - 21 ) .